*عیدولایت مبارک*

قصه جنگ

قصه جنگ من قصه غرور قصه ایستادن و خم نشدن قصه مظلومیت سرزمین من است

قصه تکرار نینوای شهیدانم است


سرزمین من دفترروزگارش همگی باخون شهیدانش رنگین شده

سرزمین من زخمی درد بی عدالتی وخسته اززمانه بی رحم دوران خویش است


ای سرزمین مظلوم من تو ازهمه بهترمیدانی جنگ باماچه کرد؟


یادت می آید آن روزهارا 

روزهای جنگ ، شیرمردانت همه کوه،شیرزنانت همه دریا


چه آسان برایت جان دادند باغیرتی به وسعت دشتهای بیکران


به سوی عشق خدایی رفتند   بی پروبال پرگشودند


به پاخواستند تا قدرت ظلم را که همچون خنجری دروجودت رخنه کرده بود درغلاف کشند


وبرای رهایی ات ازجان ودل پروازکردند.


نه تو هرگز فراموش نخواهی کرد لحظه های دلهره و هیاهوی عملیات رابرای نوشیدن

جام شهادت ، لاله های عاشقت بر یکدیگر پیشی میگرفتند.


یادت می آید خلوت عاشقانه ، دعاهای شهیدانت که بادستان خالی

دلهای پراز یقین برای سر بلندی توخدا صدا می زدند.

چقدر زیبا بود آ هنگ رفتنشان همه جان رها،همه بی دل ازاین دنیا .


ای سرزمین آرزوهای من تک تک فرزندانت در آغوشت آرمیده اند .

می دانم برای داشتن چنین کودکانی به خود افتخار میکنی.


سربلندم ایرانم مهرو عشق زنان و مردانت اجین شده با خون شهدا ازجان ودل آماده اند

تا توراهمچون جواهری بهشتی در سینه هایشان حفظ کنند.

متن از خانم اشرف محمدی ممقانی

از متن زیباشون در مورد شهدای عزیز کشورمان و جانفشانیهایشان

در راه اسلام و ایران عزیزمان ممنونم.